فصل چهارم کتاب زندگی بی حد و مرز، خودت را دوست بدار

قضاوت درباره ی خود

قضاوت درباره ی خود

قضاوت درباره ی خود چنان چه بی دلیل و غیر منطقی باشد عواقب بد و ناراحت کننده ای را به دنبال دارد. اگر آدمی خود را ناقص بداند به نعمت های خداوند پشت کرده است.

قضاوت درباره ی خود به هر دلیلی باعث می شود فرد دچار اضطراب شود و خودش را دوست نداشته باشد.

من دکتر بیژن نوذری هستم مشاور شما در وب سایت yaresevom.com

امروز می خواهم برای شما بخشی از فصل ۴ کتاب زندگی بی حد و مرز اثر آقای نیک وی آچیچ را بخوانم. این کتاب با ترجمه ی آقای مسیحا برزگر توسط نشر ذهن آویز در سال ۱۳۹۴ به چاپ رسیده است.

با تشکر فراوان از مترجم گرامی بخشی از فصل ۴ را با هم می خوانیم.

قضاوت درباره ی خود

قضاوت درباره ی خود

وجود به طور کامل، نا کامل خودت را دوست بدار.

روزی در سفری به آسیای شرقی برای بیش از ۳۰۰ بازرگان فعال و موفق سخنرانی کردم در پایان هنگامی که همه داشتند سالن سخنرانی را ترک می کردند یکی از حاضران که همچون دیگران موفق و کامیاب به نظر می رسید به من نزدیک شد و گفت نیک کمکم کن!

شگفت زده شدم، چگونه ممکن بود چنین آدمی از من کمک بخواهد؛

بعدها دانستم که او صاحب ۳ بانک بزرگ خصوصی در سنگاپور است اما از من درخواست کمک می کرد زیرا داشته هایش نتوانسته بودند او را از رنجی برهانند که گرفتارش شده بود. او گفت من دختر خوب و زیبایی دارم که از خودش راضی نیست، هر وقت در آیینه نگاه می کند خود را زشت می بیند این موضوع من را ناراحت کرده است نمی دانم چرا او نمی تواند موهبت های خدا دادش را ببیند و قدر بداند چه کنم که او بتواند در خودش چیزهایی را ببیند که در او ببینم.

هیچ چیز برای پدر و مادر دردناک تر از آن نیست که شاهد رنج بردن فرزندشان باشند. او می خواست به دخترش کمک کند تا برنفرت از خویشتنش غلبه کند زیرا اگر دختر نمی توانست در جوانی و سلامت خودش را بپذیرد در ایام بیماری و پیری چگونه می توانست با خود کنار بیاید؟

قضاوت درباره ی خود

قضاوت درباره ی خود

اگر ما به دلایلی از خود متنفر باشیم همین تنفر موجب صدها ضایعه ی روحی دیگر در ما می شود.

اگر نگاه خود را به آن چه نداریم بدوزی آن چه را داری نیز ضایع می کنی.

خدا ما را به بهترین و شگفت انگیزترین وجهی افریده است پس چرا برای ما تا این حد دشوار است که خود را همین طور که هستیم دوست بداریم، چرا باید از خودمان متنفر باشیم؟ چرا گاهی زیر آوار این احساس منفی له می شویم که ما به اندازه ی کافی خواستنی و دوست داشتنی نیستیم. این پدر سنگاپوری آرزو داشت دخترش متوجه توانایی ها و زیبایی های وجود خویش شود، او می خواست دخترش اعتماد به نفس از دست رفته اش را باز یابد. پدر و مادر و نزدیکان ما یک عمر می کوشند تا ما نسبت به خود احساسی خوب داشته باشیم اما گاهی حرف یکی از هم کلاسی ها و یا یک همکار یا رئیس اداره تمام کوشش های آنان را هدر می دهد.

اگر ما بر اساس نظر دیگران نسبت به خود درباره ی خودمان قضاوت کنیم همواره دچار اضطراب خواهیم بود.

زیرا همواره خود را دیگران مقایسه خواهیم کرد، هنگامی که از پذیرش خویشتن اجتناب می کنی منزوی می شوی.

روزی برای بچه مدرسه ای ها سخنرانی می کردم از ان ها پرسیدم چه کسانی دلشان می خواهد با من دوست باشند؟ تقریبا همه ی بچه های دستشان را بالا بردند به آن ها گفتم پس برای شما ظاهر من خیلی مهم نیست درست است؟ گذاشتم تا ۲ ۳ دقیقه به فکر فرو بروند آن روز صحبت این بود که چه قدر وقت بچه ها در این زمینه هدر می رود که باید چه بپوشم؟ چگونه به نظر برسم؟ آرایش موهایم باید چه شکلی باشد مبادا چاق به نظر برسم مبادا لاغر به نظر برسم، از آن ها پرسیدم چگونه است که شما دوست دارید با کسی دوست شوید که نه دست دارد و نه پا اما حاضر نیستید با بعضی افرادی دوست شوید که هم اکنون کنارتان نشسته اند، دست و پا دارند، لباسی مرتب دارند و به موهای خود ژل هم زده اند.

قضاوت درباره ی خود

قضاوت درباره ی خود

هنگامی که با زُمُختی درباره ی خودت قضاوت می کنی و باری سنگین را روی دوش عاطفه ی خود قرار می دهی درباره ی دیگران نیز همان گونه رفتار خواهی کرد.

یعنی مدام دیگران را مورد قضاوت قرار می دهی، اگر خود را همان طور که خدا تو را می پذیرد دوست می دارد بپذیری و دوست بداری در راه دل آسودگی و کامیابی قدم گذاشته ای.

فشار روحی نوجوانان و جوانان تقریباً شایع است، دعوت شده بودم تا در چین و کره جنوبی سخنرانی کنم. مقامات این کشورها نسبت به افزایش آمار خودکشی در میان جوانان کشورشان نگران بودند.

بازی های المپیک زمستانه ی ۲۰۱۰ ونکوور تازه آغاز شده بود که من به کره ی جنوبی رسیدم. یکی از قهرمانان کره ی جنوبی مدال طلا گرفته بود و در سئول جشنی بزرگ به پا شده بود. تماشای مسابقه ی او برای کره ای ها آن قدر مهم بود که حین مسابقه فروش بازار کره به نصف سقوط کرده بود. کره ای ها خیلی کار می کنند و همین فشار کاری آن ها را کمی عصبی کرده است. فشار عصبی در مدارس نیز به دلیل رقابت شدید دانش آموزان بسیار بالا است.

بسیاری از دانش آموزان چنین فکر می کنند که باید اول بشوند و یا اساساً هیچ ارزشی ندارند.

آن ها اگر مقام اول را کسب نکنند خود را شکست خورده می پندارند، من به آن ها گفتم که نمره ی خوب نگرفتن در امتحانات به معنای شکست خوردن در زندگی نیست همه ی ما در نگاه خداوند ارزشی ویژه داریم و باید خود را چنان دوست بداریم که خدا ما را دوست دارد و نیز توضیح دادم که دوست داشتن خود به معنی خودخواهی نیست، دوست داشتن خود به معنای نبود خودخواهی است یعنی تو می دهی بیش از آن چه می گیری، تو می بخشی بی آن که از تو تقاضا شده باشد، تو سهیم می شوی ان گاه نیز که داشته هایت اندک اند. تو با شاد کردن دیگران شاد می شوی، تو از آنی که هستی شادمان هستی زیرا شادمانی را همچون بذر گلی زیبا در دل ها می کاری.

قضاوت درباره ی خود

قضاوت درباره ی خود

مردم عیال خداوندند، همه ی ما اعضای خانواده ی بزرگ خدا هستیم، او همه ی ما را دوست دارد. باید به عشق و لطف و رحمت خداوند تکیه کنیم، عشق خداوند بی قید و شرط است ما باید کاستی های خود را بفهمیم، ما باید با درس گرفتن از خطاهای خود، خودمان را ببخشیم.

بخشش عمل لحظه به لحظه ی پروردگار است.

در سفری به جنوب امریکا، در کلمبیا در مرکز ترک اعتیاد آن دیار سخنرانی کردم. معتادان و معتادان پیشین که در سالن حضور داشتند برای خود ارزشی قائل نبودند و گمان می کردند که دیگر نابود شده اند، به آن ها گفتم که خدا آن ها را دوست دارد و اعتیاد آن ها مانع عشق خدا نمی شود. هنگامی که به آن ها اطمینان دادم که خدا آن ها را دوست دارد چهره شان نورانی شد، آنان امیدوار شدند و احساس کردند هنوز انسان اند و از ارزش های انسانی برخوردارند.

اگر خدا ما را دوست می دارد و گناهانمان را می بخشد چرا ما با خود چنین نکنیم.

مانند آن دختر بانکدار سنگاپوری این معتادان کلمبیایی نیز راه خود را گم کرده بودند زیرا به هر دلیلی آن ها نیز زندگیشان را تحقیر می کردند. آنان گمان می کردند که دیگر ارزش موهبت های زندگی را ندارند، به آن ها گفتم که همه ی ما ارزش موهبت های زندگی را داریم صرف نظر از خطاهایی که مرتکب شده ایم اگر خدا ما را دوست می دارد و ما را می بخشد ما نیز باید خود را دوست بداریم و ببخشیم و برای بهترین های زندگی آماده شویم.

هنگامی که از عیسی مسیح پرسیدند که چه چیزی مهم ترین است پاسخ داد این که با تمام قلبتان، روحتان، ذهنتان، توانتان خدا را دوست بدارید و بعد اینکه همسایه ی خود را آن چنان دوست بدارید که خود را دوست می دارید.

قضاوت درباره ی خود

قضاوت درباره ی خود

دوست داشتن خود، خود خواهی نیست، دوست داشتن خود پذیرش خویشتن است به مصائب موهبتی الهی. این موهبت را با دیگران سهیم شو، به جای اینکه توجه خود را به کاستی های خود، شکست های خود یا اشتباه خود معطوف کنی به این توجه کن که چه چیزهایی داری و با داشته های خود چه کارهایی می توانی انجام بدهی، قرار نیست تو مطابق توقعات دیگران باشی، قرار است تو خودت باشی همانی که خدا دوست می دارد.

تو می توانی از کامل بودن تعریف خود را داشته باشی بنابراین کامل بودن را از نو تعریف کن.

قضاوت درباره ی خود

قضاوت درباره ی خود

جهت مشاوره ، هماهنگی کلاس و برگزاری سمینار با شماره تلفن 02144023001 در ارتباط باشید.   
قبلی «
بعدی »

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *